الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
365
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
لفظ « قُرء » مشترك بين دو مفهوم متضاد « طهر » و « حيض » است ، چنان كه مفهوم رايج آن نزد حجازيين « طهر » و نزد كوفيون « حيض » مىباشد . « 1 » برخى فقيهان مانند غالب اماميّه « 2 » بر اساس وضع لغوى « قُرء » كه به معناى « جمع » مىآيد و از آنجا كه خون در حال طُهر در رحم جمع مىشود و اين معنا مناسب با دوران « طهر » است ، و نيز بر اساس احاديث ائمّهء اهل بيت عليهم السلام « 3 » ؛ مفهوم اوّل را برگزيده و بر اساس آن فتوا دادهاند كه عده طلاق زن سه طُهر است . چنان كه عايشه و عبد اللَّه بن عمر و زيد بن ثابت و شافعى و مالك نيز همين فتوا را دادهاند . « 4 » امّا برخى مانند أبو بكر ، عمر ، عثمان ، ابو حنيفه و ابن قدامه حنبلى « 5 » و ديگر مذاهب مفهوم دوم را برگزيده و عدهء طلاق را گذراندن سه دورهء حيض كامل دانستهاند كه مدّت بيشترى را مىطلبد . « 6 » و مالك در اين مسأله به همين دليل قائل به توقّف شده است . « 7 » همين اختلاف نيز موجب مىشود كه در يك حكم فقهى ديگر ( مسألهء ارث زن مطلقه در آن مدت ) نيز ، اختلاف به وجود آيد ؛ چرا كه اگر در همين دوره ( دورهء حيض سوم ) شوهرش بميرد ، مطابق قول دوم آن زن در آن مدت ، هنوز در عده بوده و همسر شرعى تلقى شده و ارث مىبرد ، بر خلاف قول اوّل . « 8 » ب ) اشتراك لفظى يك حرف گاه سبب اختلاف فتاوا مىشود ، مثلًا : حرف « أوْ » مىتواند براى « تخيير » يا براى « تفصيل » به كار رود . مانند : « « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ . . . » ؛ كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند و اقدام به فساد در روى زمين مىكنند ، فقط اين است كه اعدام شوند ، يا به دار آويخته شوند ، يا دست ( راست ) و پاى ( چپ ) آنها به عكس يكديگر قطع گردد و يا از سرزمين خود دور گردند » . « 9 » برخى فقيهان مانند : شيخ مفيد ، سلّار ، ابن ادريس ، محقّق و علّامه « 10 » از فقهاى اماميّه ، و نيز حسن بصرى و سعيد بن مسيب و مجاهد از اهل سنّت حرف « أوْ » را در اين آيه براى تخيير دانسته و قاضى را در اجراى هر كدام از اين مجازات نسبت به هر مفسد و محارب مخير دانستهاند ، امّا برخى فقيهان مانند : شيخ طوسى « 11 » از اماميّه و شافعى و اكثر علماى اهل سنّت « 12 » « اوْ » را براى تفصيل حكم دانسته و گفتهاند : مقصود قرآن آن است كه براى مجازات هر
--> ( 1 ) . الاجتهاد فى الشريعة الاسلاميه ، ( محمّد صالح موسى حسين ) ، ص 140 . ( 2 ) . الخلاف ، ج 5 ، ص 54 ؛ جواهر الكلام ، ج 32 ، ص 220 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 426 ، باب 15 ، ابواب العدد ؛ الميزان ، ج 2 ، ص 251 . ( 4 ) . الخلاف ، ج 5 ، ص 54 . ( 5 ) . مغنى ، ( ابن قدامه ) ، ج 8 ، ص 480 . ( 6 ) . الفقه على المذاهب الاربعة ، ج 4 ، ص 443 . ( 7 ) . أثر الاختلاف ، ص 72 . ( 8 ) . الاجتهاد فى الشريعة الاسلاميه ، ص 143 . ( 9 ) . مائده ، آيهء 33 . ( 10 ) . مسالك الأفهام ، ج 15 ، ص 8 . ( 11 ) . خلاف ، ج 5 ، ص 461 . ( 12 ) . تفسير فخر رازى ، ذيل آيهء 33 سورهء مائده .